کشکول
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند، و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد
                                                                 
لوگو
کشکول
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 22822

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 7 بهمن ماه سال 1390 :: 23:29 ::  نویسنده : سعید رستمانی
در هفته گذشته دو تعطیلی مناسبتی کل هفته را به بین التعطیلین تبدیل کرده بود و کشور نیمه تعطیل بود.با این حال بازار ملتهب طلاو ارز همچنان مهم ترین خبر هفته بود، پدیده ای که سرانجام با تصویب افزایش سود نرخ بهره بانکی راهکاری برای مهارش پیدا شد. با این حال و با تمام التهاب های بازار رئیس جمهور در کرمان به عنوان "یک مطلع" گفت که کشور در شرایط با ثبات اقتصادی بسر می برد. 
ازانکه سرانجام در هفته گذشته سکه مرز یک میلیون تومان و دلار 2 هزار تومان را پشت سر گذاشت نهایتا رییس‌جمهور با مصوبه شورای پول و اعتبار درباره افزایش نرخ سود سپرده‌های بانکی در روز چهارشنبه موافقت کرد تا اندکی از افزایش لگام گسیخته قیمت ها در بازار جلوگیری کندو اتفاقی که نهایتا باعث سقوط آزاد قیمت سکه و دلار شدو قیمت سکه در دور روز پایانی هفته حداقل سیصد هزار تومان کاهش یافت. از دیگر اتفاقات در این حوزه تک نرخی شدن قیمت ارز است که قرار است از شنبه بانک ها دلار 1260 تومانی عرضه کنند اما هنوز معلوم نیست واکنش بازار به ارز تک نرخی پیست؟





شاید با اولین نگاه به یادداشت پیش روی، کیهان را به «بدبینی»! متهم کنید ولی شواهد و قرائن موجود تردیدی باقی نمی گذارد - و یا، دستکم این احتمال را قوت می بخشد- که افزایش بی رویه و جهشی قیمت سکه و دلار طی چند هفته و مخصوصاً چند روز اخیر پروژه ای هماهنگ با تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپا بوده است و جریانی همسو با اصحاب فتنه که چندان هم ناشناخته نیست با افزایش مصنوعی بهای سکه و دلار و نهایتاً افزایش پرشتاب قیمت سایر کالاها، در تلاش بوده است تا آثار تحریم نفتی جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا و سپس اتحادیه اروپا را سنگین و پرآسیب جلوه دهد! این در حالی است که نه فقط محاسبات سیاسی و اقتصادی از بی فایده بودن تحریم های یاد شده خبر می دهند بلکه شمار قابل توجهی از صاحبنظران و اقتصاددانان بلندآوازه غربی نیز برکم اثر بودن تحریم نفتی ایران و زیان متقابل و بیشتر آمریکا و اروپا از تحریم های اخیر تأکید می ورزند. و اما، جریان مرموز مورد اشاره با کلید زدن این پروژه چه مقصودی را دنبال می کند و کدام هدف نهایی را نشانه رفته است؟! بخوانید؛
1- روز 24 اسفند ماه سال 1363، هنگامی که خطیب جمعه تهران- رهبر معظم انقلاب- خطبه دوم نماز را آغاز کرده بود، بمب قوی و پرقدرتی که در یک زیرانداز جاسازی شده و به زمین چمن دانشگاه تهران راه یافته بود، با صدای مهیبی در میان جمعیت فشرده نمازگزار منفجر شد. در پی این انفجار 14 تن از نمازگزاران به شهادت رسیده و 88 تن دیگر مجروح شدند. بی اثر بودن این انفجار در حضرت آقا و جمعیت نمازگزار و ادامه خطبه دوم که حماسه ای ماندگار بود، حدیث دیگری است بیرون از محدوده این نوشته محدود. نگارنده در آن نماز جمعه توفیق حضور داشتم و تنها صدایی که بعد از انفجار در فضا طنین انداز شد، فریاد الله اکبر جمعیت بود.
بعد از پایان خطبه ها و آغاز نماز و در حالی که امام جمعه به قنوت رکعت دوم مشغول بود - تقریباً نیم ساعت بعد از انفجار -هواپیماهای عراقی از راه رسیدند. شلیک پیاپی توپ های ضدهوایی با صدای انفجار بمب ها و راکت هایی که جنگنده های عراقی- مانند همیشه- بی هدف روی شهر فرو می ریختند، در هم آمیخته بود و جماعت بی آن که کمترین نشانه ای از وحشت و اضطراب در آنان دیده شود به ادامه نماز مشغول بودند. ماجرای نماز جمعه آن روز، همان شب با تقدیر جانانه امام راحل(ره) از صلابت حضرت آقا- امام جمعه و رئیس جمهور وقت- و شجاعت نمازگزاران روبرو شد. و اما، عاملان بمب گذاری پس از دستگیری اعتراف کردند که قرار بود بمب کارگذاری شده هنگامی منفجر شود که هواپیماهای عراقی برای بمباران تهران به فراز شهر رسیده باشند! یکی از افسران برجسته استخبارات ارتش بعثی- اطلاعات ارتش عراق- نیز بعد از اسارت توضیح داد که تهدیدهای پی درپی صدام درباره بمباران نماز جمعه تهران با ناکامی روبرو شده بود و برای جبران این ناکامی قرار بود بمب کارگذاری شده در نماز جمعه، همزمان با حضور هواپیماهای عراقی برفراز شهر تهران منفجر شود تا این انفجار به حساب بمباران هوایی نوشته شده و نشانه تأثیر عملی تهدیدهای صدام درباره بمباران نمازجمعه تهران باشد.



ادامه مطلب ...




سه شنبه 4 بهمن ماه سال 1390 :: 10:08 ::  نویسنده : سعید رستمانی

هر کشوری که خود را از بازارهای انرژی ایران محروم کند بلافاصله شاهد جایگزین شدن رقبای دیگری در این زمینه خواهد بود. 

 

نیاز بلندمدت و پایدار کشورهای مختلف جهان به انرژی به نحوی است که نمی توان جمهوری اسلامی ایران را که دارای دومین ذخایر بزرگ گاز و چهارمین ذخایر بزرگ نفت دنیاست تحریم کرد. 

 

اخلال در تامین نیازهای انرژی کشورهای رقیب اقتصادی آمریکا در سال های آینده، در دستور کار مقامات آمریکا قرار گرفته است و آنان به بهانه فشار سیاسی بر ملت ایران درصدد تضعیف رقبای اقتصادی خود هستند. 

 

مقامات اروپایی و دیگر کشورهایی که در این زمینه زیر فشار سیاسی آمریکا قرار دارند باید به منافع ملی خود بیندیشند و برای تحقق اهداف پنهان مقامات آمریکایی، خود را از بازار انرژی ایران محروم نکنند.






در پاسخ وزارت نفت ایران به تصمیم عجولانه اتحادیه اروپا آمده است: با تحریم نفت ایران ضرر و خسارت سنگین اقتصادی ناشی از تحریم به مردم بحران‌زده اروپا و کشورهای پیشرفته و در حال توسعه می‌رسد.

خبرگزاری فارس: مردم بحران‌زده اروپا از تحریم نفت ایران بیشتر ضرر می‌کنند

پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران به دنبال تصمیم عجولانه اتحادیه اروپا مبنی بر تحریم نفت ایران، بیانیه‌ای را به شرح ذیل منتشر کرد:

" اتحادیه اروپا با تحریم نفت ایران عملا نفت، این ابزار غیرسیاسی را وارد بازی‌ها و مطامع سیاسی کرده و قطعا تبعات این تصمیم عجولانه به‌غیر از اروپا، کشورهای دیگر جهان را نیز متاثر خواهد ساخت.
قابل توجه است که تنها 18 درصد از نفت صادراتی ایران به کشورهای اروپایی صادر می‌شود و مابقی نفت صادراتی ایران به سایر بازارهای جهانی عرضه می‌شود.با عنایت به بازار عرضه و تقاضا و مشتریان بالقوه نفت ایران، هیچ گونه نگرانی در خصوص جایگزینی فروش نفت ایران با مشتریان جدید وجود ندارد. مردم ایران اسلامی مطمئن باشند که وزارت نفت جمهوری اسلامی ایران به‌دور از تنش‌ها و حواشی سیاسی، تمهیدات لازم را از مدت‌ها قبل اندیشیده و راهکارهای لازم برای مواجهه با هرگونه چالش در موضوع انرژی را تدبیر کرده است.
در ادامه به مواردی از عواقب تصمیم عجولانه اتحادیه اروپا در تحریم نفت ایران اشاره می‌شود:
1. استفاده ابزاری و غیر متعارف از نفت در معادلات سیاسی حاکم بر جهان به‌عنوان یک بدعت خطرناک در دنیا.
2. ضرر و خسارت سنگین اقتصادی ناشی از تحریم نفتی ایران به مردم بحران‌زده اروپا و کشورهای پیشرفته و در حال توسعه.
3. افزایش قیمت‌های جهانی نفت و کاهش شدید رشد اقتصاد جهانی به‌ویژه در دنیای بحران‌زده غرب.
4. بی‌ثباتی در امنیت عرضه و تقاضای انرژی در سطح جهان.
5. تحمیل هزینه‌های اضافی گزاف به مصرف‌کنندگان فرآورده‌های نفتی در اروپا.
6. تشدید بحران‌های اقتصادی در کشورهای مبتلا به آشفتگی‌های اقتصادی خصوصا کشورهای اروپایی






یکشنبه 2 بهمن ماه سال 1390 :: 10:49 ::  نویسنده : سعید رستمانی
همه تلاطم‌های بازار ارز و طلا، ناشی از سودجویی نیست. مردم نگران حفظ ارزش پول خود هستند. دولت چه باید بکند؟ آیا پیشنهاد جذاب‌تری برای سرمایه‌گذاری وجود دارد؟راه حل مسأله این نیست که دولت چون کودکی خطاکار خود را از دید مردم که ولی‌نعمت دولتند پنهان کند و یا این که فضای اقتصاد را خارج از حد معقول، امنیتی کند. دولت باید بپذیرد که ملت ایران بخشی از راه‌حل هستند 
قیمت سکه و ارز، سریع‌تر از آن چه که انتظار می‌رفت به حدودی رسید که چندی پیش برای بسیاری دور از تصور بود. امروز تمام سکه بهار آزادی مرز 900 هزار تومان را پشت سر گذاشت و دلار نیز به 1900 تومان رسید. دولت اما هنوز از لاک خاموشی در نیامده است و شاید قریب یک ماه است که نه رئیس جمهور و نه وزیر اقتصاد و نه رئیس بانک مرکزی به صورت واضح و علنی در این مورد اظهارنظری نکرده‌اند.

به گزارش «تابناک» ، تنها حدود دو هفته پیش، محمدرضا رحیمی نوسانات بازار ارز را به گردن طراحی‌ و سودجویی عده‌ای انداخت که به دنبال کسب منفعت به قیمت آسیب رساندن به اقتصاد ملی هستند.شاید سخن آقای رحیمی بخشی از حقیقت باشد که هست (ابراز خوشحالی دیروز اوباما از وضعیت اقتصاد ایران)، اما همه آن نیست. دولت باید این را بپذیرد که بخشی از نقدینگی سرگردان اقتصاد ایران، به این خاطر سیل‌آسا به دیوارهای بازار طلا و ارز حمله‌ور شده است که عده زیادی از مردم، به حق نگران کاهش ارزش پولی هستند که ارزش آن در حال کمتر شدن است و تصور می‌کنند در آینده هم کم‌ارزش‌تر هم خواهد شد.

اگر طراحی‌های دشمنان کشور در حال آسیب زدن به اقتصاد ایران است، راه حل مسأله این نیست که دولت چون کودکی خطاکار خود را از دید مردم که ولی‌نعمت دولتند پنهان کند و یا این که فضای اقتصاد را خارج از حد معقول، امنیتی کند. دولت باید بپذیرد که ملت ایران بخشی از راه‌حل هستند به شرط این که دولت با تدبیر و تعقل، راه‌هایی سازنده به مردم ارائه کند که ضمن کاستن از ارتفاع امواج نقدینگی سرگردان، مردم را از حفظ پولشان مطمئن کرده و به اقتصاد کشور نیز کمک کند.به عنوان مثال، کمتر از دو هفته پیش، رستم قاسمی وزیر نفت اظهار کرد که « به خصوص در رابطه با پروژه‌های مربوط به میادین مشترک نفت و گاز، با توجه به جلوتر بودن شرکای ما در برداشت از این میادین، اگر وزارت نفت و شرکت ملی نفت حتی با نرخ سود ۳۰ تا ۳۵ درصد بتواند منابع مالی تامین کند باز هم به صرفه است تا هر چه سریع‌تر کار روی این میادین آغاز شود و بتوانیم لااقل به اندازه شرکا از این میادین برداشت کنیم.»

آیا عرضه اوراق مشارکت با چنین نرخ سودی برای مردم دلبسته به سرنوشت کشور جذاب نیست؟

دولت محترم، مردم راه‌حل مشکلند. به نگرانی آنها احترام بگذارید و پیشنهادهای جذاب‌تر از سکه و ارز ارائه کنید.






آقای فرهادی! به اسرائیل این دروغ بزرگ بپرداز/ امیدوارم سیمین گلشیفته نشود

خبرگزاری فارس: اینک زمینه مهیا است بیا راجع ‌به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پنداشته شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما می‌تواند این دورغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.

خبرگزاری فارس: آقای فرهادی! به اسرائیل این دروغ بزرگ بپرداز/ امیدوارم سیمین گلشیفته نشود

به گزارش خبرگزاری، یکی از کابران فارس در پی برگزیده شدن فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جایزه «گلدن گلوب» متنی را خطاب به وی نوشته است:

آقای فرهادی سلام!

بگذار همین ابتدا صمیمانه به شما تبریک بگویم، باور بفرمائید ما یعنی خودمان شاید از سرناچاری مثل همه انسان‌های این کره خاکی ناچار باشیم گاهی ناراست باشیم که آن هم مذموم است دقیقا مثل همین سه اثر شما که از قضا هر سه را دیده‌ام؛ الحق تلخی دروغگویی را به جان می‌چشانی و بیننده مشمئز از دروغ و دروغگویی و کمی دلخور از شما سینما را ترک می‌کند.
باز هم تبریک می‌گویم و امید به توفیقات‌ روز‌افزونتان دارم. اما یقین دارم مردم حسودی نیستیم. همین اربعینی که گذشت و شما ایران نبودید یک صحنه سینمایی شبیه کارهای خود شما را از نزدیک شاهد بودم. در میان جمعیت عزادار در امام‌زاده‌ای در جنوب همین تهران - که شما علاقه‌مند به واکاوی آن هستید- خودرویی آتش گرفت پراید، همین خودروی کوچلوی اینک وطنی شده که از قضا گازسوز هم بود و لحظه به لحظه شعله‌هایش زبانه می‌کشید، احتمال انفجار انبوه جمعیت از یکسو و ماشین‌های پارک شده در خیابانی تقریبا بن‌بست منتهی به امام‌زاده هر لحظه وقوع فاجعه‌ای را نوید می‌داد. در این میان زنی آنچنان ناراحت و برافروخته بود و سعی می‌کرد به مردانی که تلاش در اطفاء آتش داشتند از دور و نزدیک کمک راهنمایی می‌کند و اشک ریزان دست به دعا بود که تقریبا همه جمعیت فکر می‌کردند ماشین متعلق به این ایرانی بانوی بی قرار است، اما پس از آنکه آتش نشانی رسید و معرکه پایان پذیرفت و آرامش حاکم شد یکی پرسید خانم ماشین شماست. گفت نه نمی‌دانم مال کدام مسلمان بود، مثل فیلم‌های شما در لحظه آخر و پس از تعلیق و کشش فراوان غافل‌گیرمان کرد. گفتم که بدانید مردمت حسود نیستند.
باری! جناب فرهادی بگذار تعارف را کنار بگذاریم. جایی گفته‌ای که تاریخ معاصر را خیلی دوست داری و محتمل است فیلمی تاریخی درباره ۵۰ سال اخیر بسازی؛ زهی توفیق که بسازی! اما اکنون شما هنرمندی در اندازه‌های جهانی و بین‌المللی هستی پس دیگر ساختن فیلم راجع به مضامین «جدایی نادر از سیمین» در اندازه شما نیست که البته این مضامین در تاریخ فرهنگ ما هم هشدار داده شده و مذموم پنداشته، حتی در مثل عموم هم «دم خروس و قسم حضرت عباس» را شنیده‌ایم.
بیایید این بار با تمام نبوغ و هنرتان دروغی که سرنوشت آدمی را در ۵۰ سال اخیر و در تمام جهان دست‌خوش آثار شوم خود کرده است، سوژه کار جدید و جهانی خویش قرار دهید والا این مصیبت‌های سه گانه و تلخ و گزنده که در جای خود دیده شده و قدردانی جهانی شده است دیگر جواب نمی‌دهد معلوم شد طبق گفته خودتان در پایان یکی از جایزه‌ها حرف مشترکی داشت که دیده شد و برگزیده.

پس اینک زمینه مهیا است بیا راجع ‌به فلسطین مطالعات خود را آغاز کن و از دروغی بزرگ به نام اسرائیل پرده بردار و جهانی را یکسره از این دروغ راست پنداشته شده آگاه کن. به راستی هنرمندی چون شما که تمرینات موفقیت آمیزی در نشان دادن بدی و شنائت و دروغ از خود بروز داده می‌تواند این دروغ بزرگ تاریخی را هویدا کند.
جناب آقای فرهادی اگر شما آماده باشید این بنده حاضر است آپارتمان کوچک خود را فروخته و به عنوان هدیه ناچیز نثار این پروژه بزرگ بکنم مطمئن باشید مشکل مالی نخواهید داشت و میلیون‌ها مسلمان و غیرمسلمان در سراسر جهان حمایت‌های خویش را از این پروژه اعلام خواهند کرد.

راستی نکته دیگر؛ البته قصد طعنه و تعریض ندارم اگر چه هر بار که فیلم‌های شما را دیده‌ام حس کرده‌ام گاهی به جامعه خود طعنه و تعریض می‌زنید اما دامن هنرمند مبرا است از طعنه و تعریض‌ها. هنرمند حتما نکته‌های فراتر از آنچه به یکباره دیده می‌شود مدنظر دارد اما نمی‌توانم این سؤال را در پایان نپرسم که به نظر شما سیمین که هیچگاه «در جدایی نادر از سیمین» به اراده خالقش (یعنی شما) در موقعیت دروغ قرار نمی‌گیرد و با فرض اینکه در پایان ماجرا رفته و به سرزمین آمالش رسیده در یک احتمال می‌تواند به سرنوشتی شبیه آنچه اکنون گلشیفته فراهانی دچارش شده مبتلا گردد و هر چه بیشتر می‌ماند و دست و پا می‌زند بیشتر غرق می‌شود.

اگر پیشنهادم را قبول نکردی و به اسرائیل این دروغ بزرگ ۵۰ سال گذشته نپرداختی لااقل سرنوشت سیمین را در آن سو به کمال انصاف برای ما روایت کن.!
امیدوارم سیمین گلشیفته نشود.

با آرزوی توفیق
عبدالرضا موحد






   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>